✍ قِصِّہ‌‌های یک قاصِدَکِ بُلــندپَـروازِ خـُوش‌خَبَر

دفترْ خاطراتِ مجازیِ من
✍ قِصِّہ‌‌های یک قاصِدَکِ بُلــندپَـروازِ خـُوش‌خَبَر

مهربون‌خدایِ من :
هَمـــــہ‌ی شَــــہر بہ بیچــارگـے‌اَم خندیدند
پَـــس چہ خوبَـستـ سَــرَم پیشِ تو پاییـــن باشَــد

+
فعلا که فقط خاطرات روزانه‌مو اینجا می‌نویسم، می‌دونم این حرف ذره‌ای از بار مسئولیت من کم نمی‌کنه ولی شما مختارید که بخونید یا نه، پس خواهش می‌کنم اگر بیکار نیستین، وقت گران‌بهاتون رو با خوندن خاطرات من تلف نکنید، همون عکس‌ها و شعرا رو بخونید و برید به کار و زندگی‌تون برسین، آفرین:)) راستی اگر تصمیم به دنبال‌کردن اینجا گرفتین، قبلش اینو بدونین که من طولانی می‌نویسم، گاهی علاوه بر اون زیاد هم پست میذارم، چرت و پرت هم بلدم بنویسم تازه! :) خلاصه از ما گفتن بود، وقتتون باارزش‌تر از این حرف‌هاست :))

++
یک جایی جمله‌ای خوندم که مضمونش باعث شد از اون به‌بعد نه‌تنها از خندیدن دیگران به خاطراتم ناراحت نشم که خوشحال هم بشم و اون جمله این بود:
به حرفام می‌خندی؟
بخنـــــد :)
خنده‌هاتو دوست دارم.

+++
از کسانی که وبلاگشون رو دنبال می‌کنم اصلا توقع ندارم که وبلاگم رو دنبال بفرمایند:) درباره‌ی نظر دادن هم صدق می‌کنه:)

++++
دیگه این‌که من فکر می‌کنم از حقوق هر بلاگری که بر گردن مخاطبینش هست این باشه که، اگر زمانی نیاز به تذکر داشت حالا در هر زمینه‌ای، ازش دریغ نکنن:))

************************************************
الهی هَب لى کمال الاِنقطاعِ الیک...
خدایا کمال جدایى از مخلوقات را، براى رسیدن کامل به خودت به من ارزانى کن...
مناجات شعبانیه

آخرین مطالب

برسد به دست آرزوی ده‌سال بعد:)

پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۴۴ ق.ظ


باز کن پنجره‌ها را کہ نسیم 

روز میلاد اقاقـے ها را 

جشن مے‌گیرد 

و بَــــھار 

روی هـر شاخہ کنار هـر برگ 

شمع روشن کرده است 

همہ‌ی چلچلہ ها برگشتند 

و طراوت را فریاد زدند 

کوچہ‌ یکپارچہ آواز شده است 

و درخت گیلاس

هدیہ‌ جشن اقاقے ها را 

گل به دامن کرده ست 

باز کن پنجـــره ها را ای دوست 

هیچ یادت هست 

کہ زمین را عطشے وحشے سوخت 

برگ ها پژمردند 

تشنگے با جگر خاک چہ کرد 

هیچ یادت هست 

توی تاریکے شب ھای بلند 

سیلے سرما با تاڪ چہ کرد 

با سرو سینہ گل‌های سپید 

نیمہ شب باد غضبناڪ چہ کرد 

هیچ یادت هست 


حالیا معجزه‌ی باران را باور کن 

و سخاوت را در چشم چمن‌زار ببین 

و محبت را در روح نسیم 

کہ در این کوچه‌ی تنگ 

با همین دست تُہـــے

روز میلاد اقاقے ها را 

جشن مے‌گیرد 


خاڪ جان یافته‌است 

تـُـــو چرا سنگ شدی 

تو چرا این‌همہ دل‌تنگ شدی


باز کن پنجره ها را 

و بهاران را 

باور کن...


# فریدون مشیری




۹۵/۱۰/۱۶ موافقین ۵ مخالفین ۱
قـاصِدَڪــ

نظرات  (۶)

^_^
اصلا همش یه طرف اون نسیم هم یه طرف :)
پاسخ:
:)))
وب خوبی دارید خوشحال میشم به وب منم سر بزنید😊😊
پاسخ:
سر زدم:)
۱۶ دی ۹۵ ، ۱۳:۲۰ فینگیل بانو
^------^ معجزه ی بآرآن :]
پاسخ:
بقول خودت:]]
۱۷ دی ۹۵ ، ۱۲:۵۴ خانومِ حدیث ^_^
فریدون مشیری خیلی خوبه ^_^
حالیا معجزه باران را باور کن...
امیدوارم ده سال بعد خوبترین حال دنیا رو داشته باشی ^_^❤
پاسخ:
آری آری^_^
:)
ممنونم، همچنین واسه تو دوستِ پرانرژی و آرومم:)❤️
سلام وب خوبی داری 
وبتو دنبال کردم 
دوست داشتی و قابل دونستی به وب منم سر بزن :)منتظرم :)
پاسخ:
سلام
ممنونم:)
سر زدم:))
۲۱ دی ۹۵ ، ۱۹:۴۹ Lady cyan ※※
:))
پاسخ:
:))

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی